سه شنبه , 6 مهر 1400 - 7:50
تورم

راه حل های غلبه بر تورم چیست؟

تورم کنترل نشده می تواند برای اقتصاد ضرر داشته باشد، بنابراین دلیل آن این است که دولت ها در محدود کردن تأثیر آن، موضع فعالانه ای اتخاذ کنند. آنها می توانند این کار را با تغییر در حجم پول و ایجاد تغییراتی در سیاست های پولی و مالی انجام دهند.

بانک های مرکزی (مانند فدرال رزرو ایالات متحده) این قدرت را دارند که با افزایش یا کاهش مقدار در گردش، عرضه، پول فیات را تغییر دهند. مثال متداول در این مورد، تسهیل کمی (QE) است، جایی که بانک های مرکزی، دارایی های بانک را خریداری می کنند تا اقتصاد را با پول تازه چاپ شده تزریق کنند. این معیار در واقع می تواند تورم را تشدید کند، بنابراین وقتی مسئله تورم است از آن استفاده نمی شود.

نقطه مقابل QE ، سختگیری کمی (QT) است که یک سیاست پولی است که می تواند با کاهش عرضه پول تورم را کاهش دهد. با این حال ، شواهد کمی وجود دارد که QT را به عنوان درمانی مناسب برای تورم پشتیبانی می کند. در عمل، بیشتر بانک های مرکزی با افزایش نرخ بهره تورم را کنترل می کنند.

inflation

نرخ بهره بالاتر

نرخ های بهره بالاتر، وام گرفتن را گران می کند. در نتیجه، جذابیت اعتبار برای مصرف کنندگان و مشاغل کمتر می شود. در سطح مصرف کننده، افزایش نرخ بهره باعث دلسرد شدن هزینه ها و کاهش تقاضا برای کالاها و خدمات می شود.

پس انداز در این دوره ها جذاب می شود و حتی برای کسانی که برای کسب سود پول قرض می دهند نیز بهتر است. با این حال، ممکن است رشد اقتصاد محدود شود، زیرا مشاغل و افراد با احتیاط بیشتری نسبت به گرفتن اعتبار برای سرمایه گذاری یا هزینه کردن اقدام می کنند.

تغییر سیاست های مالی

در حالی که اکثر کشورها از سیاست های پولی برای کنترل تورم استفاده می کنند، تغییر سیاست های مالی نیز یک گزینه است. سیاست مالی به مخارج دولت ها و تعدیل مالیات برای تأثیرگذاری بر اقتصاد اشاره دارد.
به عنوان مثال، اگر دولت ها مالیات بر درآمد خود را افزایش دهند، در این صورت افراد دیگر، یک بار دیگر درآمد قابل استفاده کمتری دارند. به نوبه خود، تقاضای کمتری در بازار وجود دارد که باید از لحاظ نظری تورم را کاهش دهد. با این حال، این یک مسیر خطرناک است، زیرا ممکن است مردم نسبت به افزایش مالیات واکنش نامطلوبی نشان دهند.

اندازه گیری تورم با شاخص قیمت

بنابراین ما اقدامات مقابله با تورم را شرح داده ایم، اما در واقع از کجا می دانیم که این امر ابتدا به مبارزه نیاز دارد؟ اولین قدم، بدیهی است، اندازه گیری آن است. به طور معمول، این کار با ردیابی یک شاخص در یک بازه زمانی مشخص انجام می شود. در بسیاری از کشورها، شاخص قیمت مصرف کننده (CPI) معیار اصلی تورم است.

CPI با استفاده از میانگین موزون برای ارزیابی سبد کالاها و خدمات خریداری شده توسط خانوارها، قیمت طیف گسترده ای از محصولات مصرفی را در نظر می گیرد. این کار هر چند وقت یکبار انجام می شود و سپس نمره را می توان با نمره تاریخی مقایسه کرد. اشخاصی مانند اداره آمار کار ایالات متحده (BLS) این داده ها را از فروشگاه های سراسر کشور جمع می کنند تا از محاسبات آنها تا حد ممکن دقیق اطمینان حاصل کنند.

شما ممکن است در محاسبه خود به نمره 100 برای سال پایه و سپس دو سال بعد به نمره 110 توجه کنید. سپس می توانید به این نتیجه برسید که طی دو سال ، قیمت ها 10٪ افزایش یافته است.

مقدار کمی از تورم لزوما چیز بدی نیست. این یک اتفاق طبیعی در سیستم های ارزی فیات امروزی است و از آنجا که هزینه و وام را تشویق می کند تا حدی مفید است. مراقبت دقیق از نرخ تورم برای اطمینان از تأثیرات منفی بر اقتصاد مهم است.

جوانب مثبت و منفی تورم در نگاه اول، به نظر می رسد تورم چیزی است که باید کاملاً از آن اجتناب کرد. اما این بخشی از اقتصاد مدرن است ، بنابراین در واقع موضوع بسیار ظریف تر است. بیایید برخی از مزایا و معایب را بررسی کنیم.

جوانب مثبت تورم

افزایش هزینه

سرمایه گذاری و وام گرفتن

همانطور که قبلاً صحبت کردیم ، نرخ پایین تورم می تواند با تحریک هزینه ها، سرمایه گذاری و استقراض، به نفع اقتصاد باشد. منطقی تر است که کالاها یا خدمات را فوراً بدست آورید، زیرا تورم باعث می شود که همان مقدار پول نقد در آینده قدرت خرید را کاهش دهد.

سود بیشتر

تورم، شرکت ها را بر آن دارد تا کالاها و خدمات خود را با قیمت های بالاتر بفروشند تا از این طریق در برابر اثرات تورم محافظت کنند. آنها می توانند این افزایش ها را توجیه کنند، اما همچنین می توانند قیمت ها را کمی بالاتر از حد مورد نیاز افزایش دهند تا سود اضافی به جیب بزنند.

از آنجا که قیمت ها در حال کاهش است، تأخیر خرید برای مصرف کنندگان منطقی تر است، زیرا آنها می توانند قیمت های بهتری را در آینده نزدیک دریافت کنند. این امر می تواند بر اقتصاد تأثیر منفی بگذارد، زیرا تقاضای زیادی برای کالاها و خدمات وجود ندارد. از نظر تاریخی، دوره های تورم منجر به افزایش نرخ بیکاری و تغییر به سمت پس انداز به جای هزینه کردن شده است. گرچه لزوماً برای فرد چیز بدی نیست، اما تورم مانع رشد اقتصادی می شود.

تورم

کاهش نرخ ارز و ابر تورم

یافتن نرخ مناسب تورم دشوار است و عدم کنترل آن می تواند عواقب فاجعه باری به همراه داشته باشد. در نهایت، ثروتی را که افراد در دست دارند فرسایش می دهد: اگر امروز 100000 دلار پول نقد زیر تشک خود ذخیره کنید، در مدت ده سال قدرت خرید یکسانی نخواهد داشت. تورم بالا می تواند منجر به تورم بیش از حد شود، گفته می شود این امر زمانی اتفاق می افتد که قیمت ها بیش از 50 درصد در یک ماه افزایش یابد. در دوره های تورم بیش از حد، قیمت ها غالباً از نرخ 50٪ فراتر رفته و اساساً ارز و اقتصاد را از بین می برد.

عدم قطعیت

اگر نرخ تورم بالا باشد، عدم اطمینان ایجاد می شود. افراد و مشاغل مطمئن نیستند که اقتصاد به کجا می رسد، بنابراین با پول خود محتاط تر عمل می کنند و منجر به سرمایه گذاری کمتر و رشد اقتصادی کمتر می شوند.

مداخله گرایی دولت

برخی با استناد به اصول بازار آزاد با ایده تلاش دولت برای کنترل تورم مخالف هستند. آنها استدلال می کنند که توانایی دولت در “ایجاد پول جدید” اصول اقتصادی طبیعی را تضعیف می کنند.

سخن پایانی

اثرات تورم به حدی است که ما شاهد افزایش قیمت ها به مرور زمان و افزایش هزینه های زندگی هستیم. این پدیده ای است که ما پذیرفته ایم به هر حال، اگر به درستی کنترل شود، تورم می تواند برای اقتصاد مفید باشد. به نظر می رسد در دنیای امروز، بهترین راه حل های درمانی در سیاست های انعطاف پذیر مالی و پولی نهفته است، که به دولت ها امکان می دهد خود را وادار کنند تا افزایش قیمت ها را کنترل کنند. با این حال، این سیاست ها باید بسیار دقیق اجرا شود، در غیر این صورت ممکن است آسیب بیشتری به اقتصاد وارد کند.

درباره ی آتوسا مشهدی

طراح و نویسنده

مطلب پیشنهادی

فارکس

تجارت فارکس چیست؟ (قسمت اول)

فارکس از نظر حجم معاملات و نقدینگی بزرگترین بازار جهان است. کارگزاران، مشاغل، دولت ها …

guest
0 دیدگاه ها
Inline Feedbacks
View all comments
0
لطفا نظر خودتون رو با ما به اشتراک بذاریدx
()
x